اگرچه این تنگه خود تولیدکننده نفت نیست، اما بهدلیل عبور حدود یکچهارم نفت جهان از آن، هرگونه اختلال در این مسیر بهمعنای ایجاد یک شوک بزرگ در عرضه جهانی نفت است. از این منظر، میتوان تنگه هرمز را به بنگاهی تشبیه کرد با عنوان «گلوگاه عرضه نفت» نامید؛ زیرا بخش مهمی از عرضه جهانی از این مسیر عبور میکند و تولید کل نفت جهان برابر است با مجموع نفت عبوری (تولید خیالی) تنگه هرمز و تولید نفت دیگر مناطق خارج از حوزه خلیج فارس. طبق آمار گفته شده، وزن عرضه تنگه هرمز در این معادله ۲۵ درصد است و هر محدودیتی در آن، عرضه جهانی را مستقیماً کاهش میدهد.
بازار جهانی نفت از نظر ساختار، نمونهای از «انحصار چندجانبه» یا Oligopoly است؛ بازاری که در آن تعداد محدودی تولیدکننده بزرگ حضور دارند و هر یک از آنها با تصمیمات خود میتوانند بر قیمت و مقدار عرضه اثر بگذارند. علاوه بر این، برخی از تولیدکنندگان از طریق اوپک رفتار خود را تا حدی هماهنگ میکنند، هرچند همه تولیدکنندگان جهان الزامی به پیروی از تصمیمات اوپک ندارند.
یکی از ویژگیهای اصلی بازار نفت، «کمکشش بودن عرضه و تقاضا در کوتاهمدت» است. بر اساس پژوهش جیمز هامیلتون (2009)، کشش قیمتی عرضه نفت در کوتاهمدت حدود 0.1 و کشش قیمتی تقاضا حدود منفی 0.06 است. این اعداد به این معناست که حتی اگر قیمت نفت افزایش یا کاهش قابلتوجهی پیدا کند، مقدار تولید و مصرف تنها اندکی تغییر میکنند، زیرا در کوتاهمدت نه مصرفکنندگان جایگزین مناسبی دارند و نه تولیدکنندگان امکان افزایش فوری ظرفیت تولید.
حال اگر تنگه هرمز بهطور کامل بسته شود، حدود 25 درصد از عرضه جهانی نفت یکباره حذف خواهد شد. در کوتاهمدت، تغییر قیمت نفت از رابطهای ساده میان «شوک عرضه» و «کششهای عرضه و تقاضا» به دست میآید. این رابطه به زبان ساده چنین است:
«درصد تغییر قیمت برابر است با:
درصد تغییر عرضه تقسیم بر مجموع کشش عرضه و قدرمطلق کشش تقاضا.»
با توجه به اعداد موجود:
کاهش 25 درصدی عرضه تقسیم بر مجموع 0.1 (کشش عرضه) و 0.06 (قدر مطلق کشش تقاضا)، یعنی تقسیم بر 0.16، نتیجهای در حدود 156 درصد به دست میدهد.
به عبارت روشنتر، یک شوک منفی 25 درصدی در عرضه نفت میتواند به افزایش حدود 156 درصدی قیمت در کوتاهمدت منجر شود. برای مثال، اگر قیمت نفت 80 دلار باشد، از نظر تئوریک باید به حدود 205 دلار برسد.
البته این محاسبه صرفاً یک تحلیل نظری اقتصاد خرد است و عوامل دیگری همچون آزادسازی ذخایر استراتژیک کشورها، واکنش سریع برخی تولیدکنندگان، تحولات نظامی و سیاسی، تغییر انتظارات بازار و محدودیتهای حملونقل میتوانند قیمت واقعی را بالاتر یا پایینتر از این مقدار تئوریک قرار دهند. در رویداد اخیر نیز افزایش قیمت کمتر از رقم محاسبهشده مشاهده شد که نشاندهنده وجود منابع استراتژیک ذخایر نفت در کشورها، افزایش تولید دیگر بنگاههای خارج از حوزه خلیج فارس در جهان، مسائل سیاسی، نظامی و دیگر مسائل می باشد.
سید پارسا حسینی مبارکه
- نویسنده : یزدفردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

سهشنبه 26,مه,2026